|
هر چه تنهاتر شوم دانم که آخر کیستم...شور عشقم را ببین، من بی تو تنها نیستم
|
من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
آن داغ ننگ خورده که میخندید
بر طعنه های بیهده،من بودم
گفتم: که بانگ هستی خود باشم
اما دریغ و درد که "زن" بودم
فروغ فرخزاد
م.خ
نخیر ایشون دقیقا همه کاراشون به جاست![]()
بگذار عشق مال کسانی باشد که
سفاهت عاشق پیشگی دارند
من و تو ... ، شجاعت عاقل بودن داریم
آنقدر که بدانیم،
وقتی که عشق از در می آید ...
رنج است که با آن
خروار خروار، بر سر، آوار می شود.
م.خ
نفسم بودی ولی یه خاطره شدی و بس![]()